نوشته شده توسط در آوریل 16, 2017 در گروه وبلاگ | دیدگاه‌ها برای چرا یک سیستم مدیریت ایمنی هوایی؟؟ بسته هستند

چرا یک سیستم مدیریت ایمنی هوایی؟؟

 

در سال های اخیر مهمترین دغدغه در صنعت هوانوردی، ایمنی پرواز بوده که برای درک چگونگی رخداد حوادث در صنعت هوانوردی و حمل و نقل هوایی و نیز دیگر صنایع تلاش های زیادی صورت گرفته است. در حال حاضر به طور کلی خطای انسانی به عنوان مهمترین علت در اکثر حوادث شناخته شده که به اسانی می توان گفت و به وضوح می توان دید که این خطاهای منجر به حوادث نشان دهنده بی دقتی و یا بی کفایتی افراد حوضه تخصصی در کار می باشد. محققان دریافته اند که انسان تنها و اخرین لینک در زنجیره ای است که منجر به یک حادثه می شود. جلوگیری از حوادث به وسیله تغییر افراد امکان پذیر نخواهد بود بلکه وجود مستمر آموزش، نظارت و هدایت صحیح تنها ابزار موثر برای جلوگیری از حوادث و کاهش ریسک خطر در هر عملیاتی در صنعت می باشد.
در سال 1990 اصطلاح “حادثه سازمانی” (Organizational Accident) ابداع شد، چرا که بسیاری از حلقه های مرتبط با زنجیره حادثه، نشعت گرفته ازمسائل سازمانی است، اقدامات ایمنی نیاز به تاثیر گذاری در ریشه یک سازمان دارد. برای منطبق کردن یک سیستم مدیریت ایمنی، اقدام سازمان در سه اصل لازم الاجرا می باشد: بحث و مشاوره داخلی و خارجی در تمامی بخش های مربوطه صنعت – کمپین آموزشی، راهنمایی و تبلیغاتی گسترده و جامع – تغییرات ریشه ای و عملیاتی در قوانین نهاد های ناظر و حاکم و سازمان های عملیاتی. محقق سازی این هدف مهم و برقراری ثبات در آن قطعا نیازمند یک ساختار و سیستم متمرکز خواهد بود.

● سیستم مدیریت ایمنی چیست؟

سیستم مدیریت ایمنی یک رویکرد عملی به موضوع ایمنی است که یک فرایند سیستماتیک، صریح و جامع برای مدیریت ریسک های ایمنی می باشد. همانند تمامی سیستم های مدیریتی، سیستم مدیریت ایمنی نیز باید دارای یک ساختار استاندارد باشد که شامل تعیین هدف، برنامه ریزی، و بررسی عملکرد است.
یک سیستم مدیریت ایمنی به زبان ساده باید به ریشه و اساس یک سازمان متصل باشد به گونه ای کهمی بایستی به صورتی از فرهنگ در سازمان نهادینه شود، روش و عقایدی که کارمندان و متخصصین بر آن ایمان داشته و کار خود را بر اساس آن انجام می دهند.
در نگاه بین المللی و استاندارد، یک سیستم ایمنی برای شروع و تحقق به هدف دارای خصوصیتی به نام “4Ps” است، که این اصطلاح بر گرفته از حرف اول هر یک از این خصوصیات به شرح زیر است:
فلسفه (Philosophy): مدیریت ایمنی با فلسفه مدیریت شروع می شود: این یعنی به رسمیت شناختن وجود تهدیدات همیشگی برای ایمنی – تعیین استاندارد های یک سازمان – نهادینه کردن این مطلب که تلاش برای رعایت این اصول ایمنی مسولیت تمامی افراد حاضر در یک مجموعه است.
سیاست (Policy): مشخص کردن چگونگی بدست آوردن ایمنی: تعریفات روشنی از مسئولیت، اختیار و پاسخگویی – توسعه ساختار و فرآیندهای سازمان برای ترکیب کردن اهداف ایمنی در هر جنبه ای از عملیات – توسعه مهارت ها و دانش لازم برای انجام این مهم در راستای محقق سازی هدف.
روش ها (Procedures): آنچه که مدیریت از تمامی اعضاء در جهت اجرای سیاست خواستار است: جهت دهی روشن به تمام کارکنان، به معنای برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل و همچنین به معنای نظارت و ارزیابی وضعیت ایمنی و فرآیندهای مربوطه.
عمل (Practices): آنچه که واقعا در کار اتفاق می افتد: طراحی نظارت و روش های موثر – اجتناب از میانبرهایی که باعث افزایش ریسک و کاهش ایمنی می شوند – اقدام صحیح در زمان شناسایی یک نگرانی و خطر نهفته در برقراری ایمنی.

 

 

با اجرا و رعایت 4Ps در فعالیت ها و ساختار سازمانی که یک مدیریت سیستم ایمنی را تشکیل می دهند در سراسر یک سازمان قابل رویت خواهد بود به طوری که باتوجه به عمل هریک از کارکنان می توان به آن پی برد، اگرچه وضوح یک سیستم مدیریت ایمنی در سازمان های بزرگتر در برخی از ادارات بیشتر از دیگری است. حال می توان گفت که حتی اگر سیاست گذاری در مراتب بالادست و پرسنل مدیریتی به خوبی انجام نشود، همچنان دست یابی به هدف نهایی یک سیستم مدیریت ایمنی امکان پذیر نخواهد بود و قطعا بدون فرهنگ سازی سازمانی در جهت روشن سازی اهمیت این سیستم و وضوح روند آن حتی در بخش های کوچک یک سازمان این مهم محقق نخواهد شد.

● نیازمندی های اجرای ایمنی چگونه است؟
بسیاری از نظرات و ابتکارات مدیریتی در عمل موفقیت آمیز نبوده که فقط به دلیل نادیده گرفتن یکی از عناصر حیاتی مدیریتی در سازمان می باشد. در اصطلاح به این سه عنصر “C’s” گفته می شود که برگرفته از حرف اول هر یک از لغات می باشد. این عناصر حیاتی رهبری در هر بخشی همیشگی خواهند بود حتی زمانی که مدیریت ایمنی به اهداف خود برسد و منجر به یک فرهنگ ایمنی فراگیر گردد.
تعهد (Commitment): آیا در سخت ترین شرایط سیاسی، عملیاتی و اقتصادی تمامی مدیران تلاش خود را برای استفاده صحیح از ابزار های مدیریتی در جهت موفقیت سیستم مدیریت ایمنی انجام می دهند؟
شناخت (Cognizance): آیا مدیران و رهبران یک سازمان از طبیعت و اصول یک سیستم مدیریت ایمنی آگاه هستند؟
شایستگی (Competence): آیا سیاست های مدیریت ایمنی و روش های مناسب و صلاحیت لازم در تمامی طبقات یک سازمان اجرا و کنترل می شود؟
همیشه موفقیت هر سیستم در هر سازمانی وابسته به عقاید و افکار تمامی اعضاء آن بوده بطوری که می توان اولین و مهم ترین پیش نیاز برای هر موفقیت و عمل را فرهنگ نامید. فرهنگ در ایمنی هوانردی به عنوان ریشه شناخته می شود که خود مبحثی بسیار گسترده و تخصصی است و به نام “Safety Culture” در نگاه تخصصی و استاندارد شناخته شده است.

 

نویسنده: امین وفادار